ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )

87

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )

( 1 ) هنگامى كه سخنان آن حضرت به اينجا رسيد ، ناله‌اى جانسوز از ژرفاى دل سر داد و گريه كرد و همه را به گريه انداخت ، به گونه‌اى كه صداى ضجّه و شيون حاضران بلند شد ! پس از آن ، پيامبر خدا به پا خاست و در حالى كه دست به بارگاه خدا برداشته بود ، نيايشگرانه گفت : پروردگارا ! از ستم و بيدادى كه پس از من بر خاندان گرانمايه‌ام خواهد رفت ، به پيشگاه تو شكوه مىآورم . « اللّهم انى اشكو اليك ما يلقى اهل بيتى بعدى . » ( 2 ) 10 - و نيز آورده‌اند كه حسين عليه السّلام بر برادر گرانمايه‌اش حسن عليه السّلام وارد شد و هنگامى كه چشمش به جمال دل آراى برادر افتاد ، گويى رويداد غمبارى را به ياد آورد كه گريه امانش نداد . حضرت مجتبى عليه السّلام فرمود : حسين جان ! چه موضوعى شما را به گريه انداخت و اشك از ديدگانتان جارى ساخت ؟ « ما يبكيك يا ابا عبد اللَّه ؟ » پاسخ داد : بر بيداد و خيانتى كه در حق شما مىرود گريه مىكنم . « فقال : أبكى لما يصنع بك . » آن حضرت فرمود : حسين جان ! شهادت من بدين صورت است كه فردى سمّ خيانت را به وسيلهء آب به كام من مىريزد و مرا مسموم مىسازد ، اما هيچ روز غمبار و جانسوزى ، چون روز شهادت تو نيست ، چرا كه شهادت تو بدين صورت است كه سى هزار عنصر گمراه و تاريك انديش و بيداد پيشه كه ادّعاى دين و ايمان و پيروى از نياى گرانقدرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را دارند ، ظالمانه و ناجوانمردانه تو را محاصره مىكنند و براى كشتن تو و ريختن خون پاك و جوشانت بر ريگ‌هاى تفتيده نينوا ، و به منظور شكستن حرمت و قداست خاندان تو و به اسارت بردن فرزندان و زنان و براى درهم شكستن شكوه و عظمت و شخصيّت والايت ، همدست و همداستان مىگردند . آرى ، آن گاه است كه لعنت و نفرين خدا بر باند پليد و بيداد پيشهء اموى و همهء اموى مسلكان تاريخ فرود مىآيد و آسمان خون مىگريد و خون مىبارد و تمامى پديده‌ها در كران تا كران هستى - از فرشتگان و انسان‌ها گرفته تا درندگان بيابان و